هیئت انصارالحسین علیه السلام

آدرس سایت جدید هیئت انصارالحسین ع

آدرس سایت جدید هیئت انصارالحسین (ع)

www.khames.ir

زین پس این وبلاگ بروز نمیشود.

آماده تبادل لینک با سایتها و وبلاگهای مذهبی.

جهت دانلود مراسم های هیئت و استفاده از بانک شعر خامس به این سایت مراجعه کنید.

التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/07/26ساعت 14:32  توسط شبیر  | 

طرح ۱۴۰۰۰ صلوات جهت تعجیل در فرج امام زمان (عج)

 

طرح  سومین۱۴۰۰۰ صلوات جهت تعجیل در فرج امام زمان (عج)

 

دوستانی که تمایل دارند در این طرح  شرکت کنند در قسمت نظرات تعداد صلواتی را که مایلند در جهت تعجیل  فرج امام زمان (عج) بفرستند را عنوان کنند تا با نامشان در وبلاگ درج شود .

انشاءالله بتواتیم قدم کوچکی در راه رضایت آن حضرت برداریم.

                                         (از ۱ تا ...... صلوات )

یا علی

۱-   حسین    :   ۱۰۰ صلوات                                                    21- سید حمید حسینی  : 500 صلوات

۲-   ساره :         ۱۰۰ صلوات                                                  ۲۲- تولدی نو :           ۱۰۰۰ صلوات

۳- حانیه :           ۲۰۰ صلوات                                                  ۲۳- صادق :            ۷۰۰۰ صلوات

۴- مرتضی :       ۱۰۰ صلوات                                                   ۲۴- خادم الزینب          ۲۰۰ صلوات

۵- عطر شهادت ۱۰۰۰ صلوات                                                     ۲۵-  خادم الزینب          ۲۰۰ صلوات

۶- مهدی            ۱۰۰۰ صلوات                                                 ۲۶- کلب مهدی             ۱۰۰ صلوات

۷- عبدالله           ۵۰۰ صلوات                                                  ۲۷- مهدیار                 ۵۰۰ صلوات

۸- رها                 ۲۰۰ صلوات                                               ۲۸- نازنین زینب          ۵۰۰ صلوات

۹- مجتبی           ۱۰۰ صلوات                                                 ۲۹- ارسلان                 ۱۰۰ صلوات

۱۰- دژم              ۵۰۰ صلوات                                                ۳۰- حسین شهررضا       ۱۰۰ صلوات

۱۱- مجنون         ۱۱۰ صلوات                                                  ۳۱-فرهاد                   ۱۰۰۰ صلوات

۱۲- حیدر            ۱۱۰ صلوات                                                 ۳۲- علیرضا شارسان      ۱۱۰ صلوات

۱۳- علی            ۵۰۰ صلوات                                                  ۳۳- نرگس                 ۱۴ صلوات

۱۴- منصور         ۲۰۰ صلوات                                                 ۳۴- محمد مهدی             ۱ صلوات

۱۵- صغری         ۵۰۰ صلوات

۱۶- محمد امین  ۲۰۰ صلوات

۱۷- عیسی امیرسالاری ۲۰۰ صلوات

۱۸- محسن          ۱۰۰۰ صلوات

۱۹- مهدی          ۲۰۰۰ صلوات

20- حسن            100 صلوات


                         مجموع تا این لحظه : ۴۴۰۵۵ صلوات


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/12/05ساعت 10:45  توسط شبیر  | 

برنامه محرم 1389

برنامه هیئت انصارالحسین (ع) در محرم 1389

دهه دوم محرم از شام غریبان تا شب بیست محرم از ساعت 8 الی 10 شب

زیارت عاشورا سخنرانی مداحی و عزاداری

شهرک ژاندارمری ، مرزداران ، اطاعتی شمالی ، خ پاس فرهنگیان ، پ 100

التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/09/30ساعت 11:41  توسط شبیر  | 

اشعار ولادت امام سجاد ع - تکرار

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/24ساعت 9:38  توسط شبیر  | 

اشعار ولادت حضرت عباس ع - تکرار

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/24ساعت 9:37  توسط شبیر  | 

اشعار ولادت امام حسین - تکرار

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/04/23ساعت 10:13  توسط شبیر  | 

شهادت حضرت موسی بن جعفر ع

روز 25 رجب سالروز شهادت مردى است كه به قدرت مسلط زمانه‏اش «نه» گفت و تا به آنجا رفت كه رژيم طاغوتى هارون براى ادامه حيات ننگين خويش همه عوامل و نيروهايش را به ستيزه با آن انسان آزاده زمان بسيج كرد.چرا كه همين يك كلمه‏ى «نه» براى دستگاه فاسد هارون بسيار گران تمام شد.او نه گفت و تمام رزمندگان علوى در صفوف ايستاده در كنار او صف زدند و قيامها و نهضتها آغازيدند و در راه پيروزى حق بر باطل و حفظ حرمت و رسالت اسلام تا پاى جان و چوبه‏ى دار و سلولهاى زندان ايستادند و از خود حماسه‏هائى بجا نهادند كه تا نابودى و از بين رفتن دستگاه جبار بنى العباس ادامه يافت و نام پيشواى آزادى بخش جهان اسلام را جاويدان ساخت و هنوز هم كه چندين قرن از مبارزات امام ميگذرد مردم آزاديخواه بدستگاه ستمگرى هارون با ديده نفرت و لعن مينگرند و مسببين و طراحان نقشه‏هاى ضد انسانى را شايسته‏ى نام انسانى نميدانند.

اكنون بايد ديد عامل اين طرح شيطانى و نقشه خائنانه چه بوده است؟

نفوذ معنوى، تفوق روحى، تبار والا، علم وافر، فضيلت بيكران، شخصيت ممتاز، تقوا و فضيلت، شهرت و اعتبار جمعى و مقام معنوى ارزنده‏ى امام (ع)، همه و همه صفات ويژه‏اى بودند كه هارون و سردمداران خلافت عباسى از آن نصيبى نداشتند و اين نوع برجستگى‏هاى فضيلت امام (ع) هر كدام بنوبت خود ميتوانست موجب تحقير شخصيت پوشالى هارون گردد و او ميخواست با حبس و بازداشت امام عقده‏ها و حقارتهاى خود را جبران نمايد و التيام بخشد غافل از آنكه اين نوع شكنجه‏ها روز بروز بر مقبوليت و محبوبيت امام مى‏افزود ومبغوضيت و عامل شكست و سقوط هارون را فراهم ميساخت.

هارون و ديگر ستمگران ماده‏گرا نميتوانند درك كنند كه شهادت در راه خدا و ايثار خون در راه پيشرفت آرمانهاى والاى اسلامى عاليترين هدف مردان خدا است كه نمونه‏ى مجاهدين حقيقى و پيشروان معصوم قافله انسانيت ميباشند اگر ديگران با ليت و لعل و با آرزو و اميد در عشق به شهادت زندگى ميكنند آنان در متن برنامه زندگى روزانه خود شهادت را گنجانده‏اند و بشهادت افتخار ميكنند كه نصيب آنان گردد چون شهادت آنان بعنوان الگو سمبل، جانبازى و نثار خون را بر ديگر رهروان حقيقت و عدالت گوارا و مطبوع ميسازد و شهد پر ارزش آنرا در كام آنان شيرين‏تر و گواراتر ميسازد.

زندگى پر مجاهده و پر تلاش قهرمان گفتار ما يكى از آن نمونه‏هاى با ارزش و روشن اين فداكاريها و جانبازيها است.

در سال 179 بود كه هارون پس از گذراندن مراسم حج بنا بر پاره‏اى از سعايتها و گزارشهائى كه درباره فعاليت روحانى امام (ع) باو رسانده بودند او را از مدينه تبعيد كرد و زندانى و بازداشت نمود ولى زندانهاى مكرر و متوالى هارون نتوانست موسى بن جعفر (ع) را از بازگوئى حقيقت باز دارد و او را مطيع و فرمانبردار گوش و زبان بسته هارون سازد يكبار او را در بصره پيش عيسى بن جعفر برادر زبيده فرماندار شهر بازداشت نمود و سپس پيش فضل بن ربيع يكى از آجودانهاى مخصوص خود و ديگر بار نزد فضل بن يحيى و آخرين بار در زندان سندى بن شاهك محبوس ساخت كه تنها مدت زندان او بيش از چهار سال تمام طول كشيد كه توام با شكنجه و ناملايمات روحى و جسمى بوده است.

گفتار صاحب ارشاد:

در ارشاد آمده است هنگامى كه هارون در مسافرت حج خود وارد مدينه گشت امام با جمعى از اشراف مدينه به استقبال و ديدار او شتافتند پس از مراجعت از ديدار او، امام (ع) به مسجد رسول الله (ص) برگشت‏هنگاميكه هارون به زيارت قبر رسول خدا (ص) شتافت در ضمن سخنان خود خطاب به قبر رسول خدا (ص) اينچنين گفت:

«يا رسول الله انى اعتذر اليك من شيئى اريدان افعله اريدان احبس موسى بن جعفر فانه يريد التشتت بين امتك و سفك دمائها» .

اى پيامبر خدا! من در يك مورد از شما عذرخواهى دارم و آن دستگيرى فرزندت موسى بن جعفر است او ميخواهد ميان مسلمانان اختلاف كلمه بيفتد كه منجر به خونريزى آنان گردد.

پس از زيارت تنزيه و تبرئه! كه مرسوم ستمگران است دستور داد امام (ع) را در مسجد رسول الله (ص) دستگير سازند و بحضور هارون آوردند او را به بند زنجير كشاندند و در محملى ترتيب دادند كه روى استرى نهاده بودند جمعى را با يكى از آن محملها روانه بصره و جمعى ديگر را روانه كوفه كردند و هدف او از اين طرح گم كردن رد پا بود.

بدين ترتيب امام را به بصره وارد ساختند و از آن تاريخ بمدت يكسال تمام تحت نظر او بود .

امام هميشه در حال نماز ميگفت:

خدايا من هميشه فراغت بر عبادت را از تو مسئلت ميداشتم بر اين توفيق شكر گزارم.

هارون نامه‏اى درباره نقشه قتل امام (ع) به عيسى بن جعفر نوشت.او با خواص خود در اين‏باره به شور و تبادل نظر پرداخت همگان او را از اين عمل بر حذر داشتند و از مسئوليت بزرگ اين اقدام هشدار دادند تا اينكه عيسى در پاسخ نامه‏ى هارون چنين نوشت:

«مدت حبس و بازداشت موسى بن جعفر به درازا كشيد و من در اين مدت طولانى او را با وسايل گوناگون امتحان كرده‏ام گاهى جاسوسانى تحت عناوين گوناگون بعنوان آگاهى و اطلاع از مضمون دعاها و گفتارها و مناجاتهاى او با او همنشين ساخته‏ام همگى گزارش داده‏اند كه او فرديست كه هرگز از دعا و عبادت خدا خسته نميشود و هميشه مشغول‏انجام او امر الهى است و تا كنون هرگز گزارشى بمن نرسيده است او در دعا و نيايش خود بر ضد تو يا من دعائى بكند و نفرينى بنمايد تمام ادعيه و درخواستهاى او طلب مغفرت و آمرزش است و درخواست اصلاح عمومى وضع مردم...

اگر شما دستور بدهيد شخص ديگرى او را از من به پذيرد بهتر و مناسبت‏تر خواهد بود وگرنه من نميتوانم او را بيشتر از اين نگهدارم او را آزاد خواهم ساخت چون حقيقت اينست كه من از نگهدارى ايشان در رنج و تعب بيحد بسر ميبرم و وجدانا ناراحت و متاثرم.» (1)

انتقال به بغداد

هارون با دريافت نامه عيسى بن جعفر دستور داد امام را از بصره به بغداد منتقل سازند و تحت نظر مخصوص خود قرار دهند از اين رو او را به يكى از آجودانهاى خاص خود بنام «فضل بن يحيى» سپرد تا مراقبت لازم از ايشان بعمل آورند.

فضل او را در يكى از اطاقهاى منزل خود جا داد و افراد خاصى بعنوان بررسى حالات روحى او و جاسوسى و گزارش كار او تعيين نمود تا در كردار و اعمال او دقت و كنجكاوى بيشترى بعمل آورند.

امام مشغول عبادت و اطاعت الهى بود اغلب روزها را روزه دار و شبها را تا صبح به تهجد و شب زنده‏دارى مشغول بود و هرگز از عبادت و راز و نياز لحظه‏اى غفلت نداشت فضل نيز با مشاهده اين اعمال و رفتار از وجدان خود شرمنده و متاثر شد و نتوانست در مبارزه با خواست‏هاى وجدان بيش از حد اصرار ورزد و از اينرو در زندگى امام توسعه داد و در تعظيم و تكريم و احترام و جلب رضايت او كوشيد.

هارون در منطقه «رقه» بسر ميبرد كه گزارش محبتها و احترامات فضل را بر او رساندند او از اين عمل فضل ناراحت شد و گفت باوبنويسند:

«اين عمل تو بسيار ناگوار است تو ماموريت دارى كه با رسيدن نامه او را بقتل برسانى» فضل نامه را خواند ولى از اجراى دستور آن سرپيچى نمود.

خبر استنكاف فضل به هارون رسيد او در نامه ديگرى به عباس بن محمد نوشت و در آن نامه متذكر شده بود شما از وضع عمومى موسى بن جعفر (ع) بررسى دقيق بعمل آوريد و اگر در رفاهيت و آسايش بسر ميبرد او را از فضل بن يحيى تحويل بگيريد.»

و در نامه ديگرى به سندى بن شاهك كه در پستى و فرومايگى مانند نداشت نوشت كه با رسيدن نامه از اوامر و دستورهاى عباس بن محمد امتثال كامل نمايد.

نامه رسان هر دو نامه را بمحل خود رساند و دستگاه جاسوسى هارون به فعاليت افتاد و حقيقت را فاش ساخت و دستور صادر شد كه فضل بن يحيى احضار گردد او را در حضور سندى عريان ساختند و صد تازيانه بر بدن عريان او زدند و جريان را به هارون نوشتند.هارون در ملاء عمومى اظهار داشت كه فضل از اطاعت خليفه سرپيچى نموده است و او را مورد لعن و تنفر علنى قرار داد و گفت:

«من او را لعن ميكنم شما هم او را لعن كنيد.»

مردم ناآگاه و غافل همگى با هارون همصدا شدند اين خبر به گوش يحيى بن خالد رسيد فورا بحضور خليفه شتافت و در مورد فضل به شفاعت پرداخت و اظهار نمود:

او هنوز جوان است و تجربه كافى ندارد.

من ماموريت او را با كمال ميل مى‏پذيرم و رضايت خاطر شما را فراهم ميسازم.

هارون خوشحال گرديد و از كوتاهى و قصور فضل گذشت و بمردم اعلام نمود فضل در يك مورد مرتكب مخالفت و سرپيچى شده بود ولى‏او توبه كرد ـ من او را عفو كردم شما هم او را مورد عفو قرار دهيد.

آن زبان بسته‏ها! همگى گفتند ما دوستان كسى هستيم كه شما كه خليفه هستيد او را دوست داشته باشيد و دشمنان كسى هستيم كه شما دشمن ميداريد!

يحيى بن خالد با جمعى از ماموران عاليرتبه از «رقه» بطرف بغداد رهسپار گشت مردم به استقبال او شتافتند و از هر طرف دور او را گرفتند و در مورد مسافرت او ـ پرسشها كردند.او براى رد گم كردن گفت:

من براى تعديل ماليات و نظارت بر امور كارگران خليفه آمده‏ام و چند روز اول هم باين قبيل امور اشتغال ورزيد!

ولى پس از چند روز سندى بن شاهك را بحضور خود خواست و دستور مخصوص هارون را در مورد قتل امام موسى بن جعفر (ع) باو اعلام نمود و او هم پذيرفت.

در يكى از وعده‏هاى غذا زهرى در طعام او وارد ساخت و به حضرت خوراند و برخى معتقدند كه زهر را در خرما قرار داد و بهر صورت كه باشد امام در اثر مسموميت، دچار تب شديدى گرديد كه فقط سه روز زنده ماند.در روز سوم، رهبر و امام معصوم مسلمانان جان به جان آفرين تسليم نمود و در راه تبليغ احكام خدا به فيض عظيم شهادت نائل گرديد. (2) صورت جلسه قلابى:

پس از شهادت امام (ع) كه در اثر مسموميت صورت گرفته بود سندى چند تن از روحانى نمايان دربارى را كه در جمع آنان «هيثم بن عدى» نيز بود وعده اى از ريش سفيدان معتمد بغداد ! و جمعى از ارتشيان و سرداران را بر سر جنازه‏ى امام حاضر ساخت تا آنها نبودن اثر جراحت يا خفگى و مسموميت و ديگر علائم و آثار جنحه و جنايت را تصديق و گواهى نمايند و برگى را امضاء نمايند كه او با اجل طبيعى از دنيا رفته است آن معتمدان محلى همگى گواهى خود را در پائين ورقه به ثبت رساندند كه موسى بن جعفر (ع) با اجل طبيعى خود از دنيا رفته است.

سپس تابوت را روى پل بغداد نهاده بعنوان رفع تهمت و ننگ و نكبت از خود در ميان مردم اعلام داشتند كه همگان بيايند و مشاهده و داورى كنند كه موسى بن جعفر (ع) با اجل طبيعى خود از دنيا رفته است. (3)

پى‏نوشت‏ها:

1 ـ ارشاد مفيد ص 251 نجف ـ نور الابصار شبلنجى ص 104 ـ اسعاف الراعبين ص 148

2 ـ داستان مسموميت امام را از مورخين اهل سنت ـ علامه ابن صباغى در الفصول المهمه ص 220 شبلنجى در نور الابصار ص 491 ابن صباغ مالكى در اسعاف الراغبين ص 148 ابن حجر هيثمى در الصواعق المحرقه ص 191 سيد عبد الغفار الغفار در ائمه الهدى ص 111 ـ و مسعودى الذهب ج 3 ص 365 نقل نموده‏اند در آن كتاب چنين افزوده شده است موسى بن جعفر در پانزدهمين سال حكومت هارون در سن 54 سالگى در بغداد بصورت مسموميت درگذشت.

3 ـ ارشاد مفيد ص 282 ـ او در پايان ميافزايد ـ ميگويند ـ شايد علت اينكه بدن امام را روى جسر نهادند بر اين اصل بوده باشد كه جمعى از شيعيان در مورد امام عقيده داشتند كه او همان قائم منتظر است و حبس طولانى امام آن عقيده را مستحكم‏تر نموده و ميگفتند اين حبس طولانى، غيبت قائم است، يحيى بن خالد از اين نظر دستور داد ـ ميان مردم اعلام كنند كه اين همان بدين موسى بن جعفر است كه رافضيان ميپندارند او همان قائم منتظر است كه نميميرد و همگان نگاه كردند و شهادت دادند.

حقيقت مطلب هر چه باشد امام در اثر مقابله با ستمگرى‏ها و ديكتاتورى هارون به شهادت رسيد و اهانتى را كه هارون در حق امام مرتكب گرديد صفحات ـ تاريخ را سياه كرده است و او را عامل قتل و شهادت ميداند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/04/13ساعت 22:25  توسط شبیر  | 

ولادت امام جواد ع

قال امام محمد تقى عليه السلام
?تَوَسَّدِ الصَّبْرَ وَ أَعْتَنِقِ الْفَقْرَ وَ ارْفَضِ الشَّهَواتِ وَ خالِفِ الْهَوى وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَيْنِ اللّهِ فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ.?
صبر را بالش كن، و فقر را در آغوش گير، و شهوات را ترك كن، و با هواى نفس مخالفت كن و بدان كه از ديده خدا پنهان نيستى، پس بنگر كه چگونه اى

ابوجعفر محمد بن علي نهمين امام از امامان دوازده گانه شيعيان و يازدهمين معصوم از چهارده معصوم است. مشهورترين لقبهاي آن حضرت جواد (بخشنده) و تقي (پرهيزگار) است. پدرش امام رضا (ع) و مادرش سبيكه يا  ريحانه يا دره از مردم نوبي (شمال سودان) است. در سال 195 هـ.ق در مدينه به دنيا آمد و در سال 220 هـ.ق در بغداد وفات يافت. مرقد آن حضرت در كاظمين كنار مرقد امام موسي كاظم (ع) قرار دارد.

دوران امامت

امام جواد (ع) در سال 203 هـ.ق پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگي، به امامت رسيد دوران هفده ساله امامت او با حكومت مامون و معتصم، خلفاي عباسي، همزمان بود. هنگامي كه امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدينه به توس رفت. اما جواد (ع) كه كودك بود، مانند ديگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدينه ماند و در سال 202 هـ.ق براي ديدار پدر به مرو رفت و سپس به مدينه بازگشت.

 امام در بغداد

پس از شهادت امام رضا (ع) مامون به بغداد رفت او كه از كمالات علمي و معنوي امام جواد (ع) آگاه بود ايشان را از مدينه به بغداد دعوت كرد. اما دولتمردان حكومت عباسي و اطرافيان مامون از اين اقدام ناخشنود بودند، به ويژه آنكه مامون تصميم داشت دختر خود، ام الفضل، را به همسري امام جواد (ع) در آورد. مامون براي آنكه آنها را از مقام علمي و فضل آن حضرت آگاه كند، در بغداد مجلس بحثي، ميان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار، ترتيب داد. دراين مجلس، امام به پرسشهاي علما پاسخ گفت و ميزان دانش و هوش وي بر آنان آشكار شد. پس از آن مامون دختر خود را به همسري امام درآورد.

سفر حج

امام جواد (ع) پس از چندي به سفر حج رفت و از آنجا به مدينه بازگشت، و پايان خلافت مامون در آن شهر ساكن بود. پس از مرگ مامون به دستور معتصم عباسي، در سال 220 هـ.ق، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و بنابر بعضي روايتها به دستور معتصم مسموم شد و به شهادت رسيد.

امام جواد (ع) را همه مسلمانان عالمي بزرگ مي دانستند. ايشان انساني بردبار، نيكو سخن، عابد و بسيار باهوش بود. حديثهاي بسياري از آن امام، در كتابهاي حديث، از جمله عيون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب، بحارالانوار و ........ نقل شده است.

 

        نياز مؤمن به سه چيز
?أَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى تَوْفيق مِنَ اللّهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.?:
 مؤمن نياز دارد به توفيقى از جانب خدا، و به پندگويى از سوى خودش، و به پذيرش از كسى كه او را نصيحت كند.

حركت فرهنگي و سياسي امام جواد (ع)

نضج گيري نحله ها و فرقه هاي گوناگون در عصر امام جواد(ع) ، فرايند عوامل گوناگوني چون گسترش جهان اسلام و ورود اعتقادات و باورهاي مذاهب و اديان ديگر ، ترجمه آثار فلاسفه يونان و درگيريها جناح بنديها و بلوك بندي قدرت بود .
امام جواد (ع) همانند پدر بزرگوارشان در دو جبههُ سياست و فكر و فرهنگ قرار داشت .موضعگيرها و شبهه افكني هاي فرقه هايي چون زيديه ، واقفيه ، غلات مجسمه، امام را بر آن داشت تا در حوزه فرهنگ تشيع در برابر آنان موضعي شفاف اتخاذ كند .
امام در موضعگيري در برابر فرقه زيديه كه امامت را پس از علي بن حسين زين العابدين (ع) از آن زيد مي پندارند .. در تفسير آيه " وجوه يومئذ خاشعة عاملة ناصبة " آنها را در رديف ناصبي ها خواندند. رجال كشي ،ص 319 - مسند الامام جواد (ع)، ص 150
حضرت در برابر فرقه واقفيه كه قائل به غيبت امام موسي كاظم(ع) بوده و بدين بهانه وجوهات بسياري را مصادره كرده بودند . آنان را نيز مصداق آيه " وجوه يومئذ خاشعة عاملة ناصبة " به شمار آورده و در بياني فرمودند : شيعيان نبايد پشت سر آنها نماز بخوانند. رجال كشي ،ص391 - مسند عطاردي ، ص 150
حضرت در برابر غلات زمان خويش به رهبري ابوالخطاب كه حضرت علي(ع) را تا مرز الوهيت و ربوبيت بالا برده بودند، فرمودند : لعنت خدا بر ابوالخطاب و اصحاب او و كساني كه درباره لعن او توقف كرده يا ترديد كنند. رجال كشي ،ص 444
موضعگيري تند حضرت درباره اين فرقه تا بدانجا بود كه حضرت در روايتي به اسحاق انباري مي فرمايند: " ابوالمهري و ابن ابي الرزقاء به هر طريقي بايد كشته شوند ".  مسندالامام جواد ، ص298
حضرت در برابر فرقه مجسمه كه برداشتهاي غلط آنان ازآياتي چون " يدالله فوق ايديهم " و " ان الله علي العرش استوي " خداوند سبحان را جسم مي پنداشتند
، فرمودند: " شيعيان نبايد پشت سر كسي كه خدا را جسم مي پندارد نماز گذارده و به او زكات بپردازند. تهذيب،ج3،ص283
فرقه كلامي معتزله كه پس از به قدرت رسيدن عباسيون به ميدان آمد و در سده نخست خلافت عباسي به اوج خود رسيد يكي ديگر از جريانهاي فكري و كلامي عصر امام جواد (ع) است .موضعگيري حضرت امام جواد (ع) چون پدر بزرگوارشان در اين برهه و در مقابل اين جريان كلامي از جايگاه ويژه اي برخوردار است تا آنجا كه مناظرات حضرت جواد(ع) با يحيي بن اكثم كه از بزرگترين فقهاي اين دوره به شمار مي رفت ، را مي توان رويارويي تفكر ناب تشيع با مناديان معتزله به تحليل نهاد كه همواره پيروزي باامام جواد (ع) بوده است . 



امام جواد (ع) در راستاي بسط و گسترش فرهنگ ناب تشيع كارگزاران و وكلايي در مناطق گوناگون و قلمرو بزرگ عباسيان تعيين و يا اعزام نمود . به گونه اي كه امام در مناطقي چون اهواز ، همدان ، ري ، سيستان ، بغداد ، واسط ، سبط ، بصره و نيز مناطق شيعه نشيني چون كوفه و قم داراي وكلايي كارآمد بود .
امام جواد (ع) در راستاي نفوذ نيروهاي شيعي در ساختار حكومتي بني عباس براي ياري شيعيان در مناطق گوناگون به افرادي چون" احمد بن حمزه قمي "اجازه پذيرفتن مناصب دولتي داد، تا جايي كه افرادي چون " نوح بن دراج " كه چندي قاضي بغداد و سپس قاضي كوفه بود، از ياران حضرت(ع) به شمار مي رفتند كساني از بزرگان و ثقات شيعه چون محمد بن اسماعيل بن بزيع ( نيشابوري ) كه از وزراي خلفاي عباسي به شمار مي رفت به گونه اي با حضرت در ارتباط بودند كه وي از حضرت جواد (ع) پيراهني درخواست كرد كه به هنگام مرگ به جاي كفن بپوشد و حضرت خواست او را اجابت و براي وي پيراهن خويش را فرستاد .
حركت امام جواد (ع) در چينش نيروهاي فكري و سياسي، خود حركتي كاملاً محرمانه بود، تا جايي كه وقتي به ابراهيم بن محمد نامه مي نويسد به او امر مي كند كه تا وقتي " يحيي بن ابي عمران" ( از اصحاب حضرت ) زنده است نامه را نگشايد . پس از چند سال كه يحيي از دنيا مي رود ابراهيم بن محمد نامه را مي گشايد كه حضرت در آن به او خطاب كرده : مسئوليتها و كارهايي كه به عهده ( يحيي بن ابي عمران ) بوده از اين پس بر عهده توست . بحارالانوار، ج 50،ص 37
اين نشانگر آن است كه حضرت در جو اختناق حكومت بني عباس مواظبت و عنايت داشت، تا كسي از جانشيني نمايندگان وي اطلاعي حاصل ننمايد.
دوران دشوار امام جواد (ع) در نقش و تبليغ شيعي را بايد در هم عصر بودن وي با دو خليفه عباسي نگريست خصوصا مامون عباسي كه به گفته ابن نديم "اعلم تر از همه خلفا نسبت به فقه وكلام بوده است. " 
دوران هفده ساله امامت حضرت جواد (ع) همزمان با دو خليفه بني عباسي مامون و معتصم بود ، 15 سال در دوره مامون -ازسال 203 ق سال شهادت حضرت رضا (ع) تا مرگ مامون در 218 - و دو سال در دوره معتصم - (سال مرگ ما مون 218 تا 220) شرايط دوره 15 ساله نخست حضرت درست همان شرايط پدر بزرگوارش بود كه در مقابل زيركترين و عالم ترين خليفه عباسي قرار داشت .
مامون كه در سال 204 هجري وارد بغداد شد امام جواد (ع) را كه بنا بر برخي از روايات سن مباركشان در اين دوران10 سال بيش نبود از مدينه به بغداد فرا خواند و سياست پيشين خويش را در محدود ساختن امام رضا (ع) در خصوص امام جواد (ع) نيز استمرار داد .
ترس از علويان و محبت اهل بيت در دل مسلمانان از يك سو و متهم بودن وي در به شهادت رساندن امام رضا (ع) در جهان اسلام از سوي ديگر، وي را بر آن داشت تا با به تزويج در آوردن دختر خويش ام الفضل، ضمن تبرئه خويش و استمرار حركت عوامفريبانه در دوست داشتن اهل بيت، پايه هاي حكومت خويش را مستحكم سازد .
اين حركت مامون چون سپردن ولايتعهدي به امام رضا (ع) 9 مورد اعتراض بزرگان بني عباس قرار گرفت اما مشاهده علم و درايت حضرت جواد(ع) در همان سن آنانرا به قبول اين ازدواج ترغيب ساخت. امام جواد (ع) شرايط خود را همان شرايط پدر خويش ديد، از اينرو با پذيرش ازدواج با ام الفضل نقشه پليد مامون در به قتل رساندن وي و شيعيان را از صفحه ذهن مامون زدود.
حضرت(ع) كه به خوبي از سياستها و نقشه هاي مامون در بهره برداري از جايگاه ديني و اجتماعي خود باخبر بود، پس از ازدواج اقامت در بغداد را رد و به مدينه بازگشت و تا سال شهادت خويش در آنجا مقيم شد .
نامه هاي ام الفضل به پدر خويش مبني بر عدم توجه امام جواد (ع) به وي، بيانگر اجباري بودن ازدواج وي با ام الفضل و نداشتن فرزندي از ام الفضل از امام جواد (ع) پرده از هوشمندي امام (ع) برمي دارد؛ چون كه مامون بر آن بود تا با به دنيا آمدن فرزندي از ام الفضل وي را به عنوان يكي از فرزندان رسول خدا (ص) در بين شيعيان، محور حركتهاي آينده خود و بني عباس قرار دهد. مامون در سال 218 ه .ق در مسير حركت به سوي جنگ تا روم درگذشت . علي رغم تمايل سپاه و سران بني عباس به خلافت عباس فرزند مامون ، عباس بنا بر وصيت پدر با عمويش ابو اسحاق معتصم بيعت كرد .
معتصم هشتمين خليفه عباسي پس از ورود به بغداد، امام جواد(ع) را از مدينه به بغداد فرا خواند .
حضرت در سال 218 پس از معرفي امام هادي(ع) به جانشيني خود به همراه ام الفضل به بغداد رفت .
در اين سفر حضرت با شخصيتي متفاوت از مامون روبرو شد ، شخصيتي با روحيه نظامي گري و فاقد بينش علمي . معتصم كه مايه هاي حيله گري و عوامفريبي هاي مامون را در خود نداشت ، موضعگيري متضاد با اهل بيت خود را در بين مردم آشكار ساخت .
امام عليه السلام در دو سال آخر عمر خويش تحت نظارت شديدتر دستگاه امنيتي و نظامي معتصم قرار گرفت. 
از اينرو شرايط امام جواد به گونه اي شد كه حضرت توسط معجزات و كرامات و شركت در جلسات علمي ، امامت خود را به ديگران به اثبات مي رساند .
امام جواد (ع) در طول زندگي پربار اما كوتاه خويش بر آن بود تا ارتباط با مردم را حتي در سخت ترين شرايط حفظ كند و با بذل و بخشش به فقرا و مساكين كرامت اهل بيت را به اثبات رساند. وي اين سيره خويش را به امر پدر بزرگوارش آغاز و به انجام رساند . امام رضا (ع) در يكي از نامه هاي خود به حضرت جواد (ع) مي نويسد :
" به من خبر رسيده است كه ملازمان تو ، هنگامي كه سوار مي شوي از روي بخل تو را از در كوچك بيرون مي برند تا از تو خيري به كسي نرسد تو را به حق خودم بر تو، سوگند مي دهم كه از درب بزرگ بيرون آيي و به همراه خود زر و سيم داشته باش تا به نيازمندان و محتاجان عطا كني. "
و اين آغاز يك حركت مردمي ، معنوي و انساني بود كه به استحكام پايگاه مردمي حضرت منجر شد و دستگاه بني عباس را از نام " جواد " به معناي بخشنده به هراس وا داشت .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/03/31ساعت 17:36  توسط شبیر  | 

مطالب قدیمی‌تر